على محمدى خراسانى

137

شرح منطق مظفر (فارسى)

و مجموعا هشت قياس ، استخراج مىشود كه بايد ديد كدام‌ها منتج و كدام‌ها منتج نيستند ( خود محاسبه كنيد ) . مثال ششم . از يك منفصلهء مانعة الجمع و از يك مانعة الخلّو : تشريح مثال مرحوم مظفر ( ره ) : اگر شخصى را به نزد حاكم شرع بياورند كه متّهم به قتل شخص ديگر است و بر جامهء او لكّه‌هاى قرمزى وجود دارد ، اولياء مقتول ، مدّعى هستند كه اين شخص قاتل پدر آن‌ها است و اين خون‌ها كه در جامهء او است علامت و نشانهء صدق مدعاى آن‌ها است و خود متّهم ، قتل را انكار كرده و مدّعى است كه اين لكّه قرمز رنگ ، مركب است . در اين‌جا حاكم شرع چگونه قضاوت كند ؟ اوّل كارى كه حاكم انجام مىدهد در جهت تاييد يا ردّ مدّعاى متّهم اين است كه مىگويد : بالاخره از دو حال خارج نيست : يا اين لكّهء خون است يا مركّب ، و اين يك قضيهء مانعة الجمع است كه معنايش اين است كه جمع آن دو ممكن نيست . سپس قضيهء ديگرى درست كرده و مىگويد : اين لكّه ، يا خون است ( پس با شستن پاك مىشود ) و يا مركب است ( پس با شستن از بين نمىرود ) اين هم كه منفصلهء مانعة الخلو است كه خلو از هردو محال است ، كه هم خون نباشد و هم با شستن زائل شود . پس اولين كارى كه كرد استخراج دو منفصله بود : « هذه البقعه اما دم او حبر » ؛ « هذه البقعة امّا دم او لا تزول بالغسل » . مرحلهء اوّل از نتيجه‌گيرى ، هركدام از دو منفصله به دو متّصله متحوّل خواهد شد : منفصله مانعة الجمع به دو متّصلهء زير متحوّل مىشود : 1 . « كلما كانت البقعة دما فهى ليست بحبر » ؛ 2 . « كلما كانت حبرا فهى ليست بدم » . و منفصله مانعة الخلّو هم به دو متّصلهء زير متحوّل مىشود : 3 . « كلّما لم تكن البقعة دما فلا تزول بالغسل » ؛ 4 . « كلّما زالت البقعة بالغسل فهى دم » . مرحلهء دوّم . از دو متّصله 1 و 2 با دو متّصله 3 و 4 ، چهار صورت قياس پديد مىآيد كه دو صورت ، از چهار صورت منتج نيستند ، چون اوسط در آنها تكرار نشده و آن دو عبارتند از :